مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )

85

مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )

نرسيد . گذشته از اين ، چنانچه نزد كوفيان نمىرفت ، در حالى كه عرصهء زمين فراخ خدا را بر او تنگ كرده بودند بايد كجا مىرفت ؟ و اين تفسير سخن وى به محمد حنفيه است كه فرمود : « چنانچه به لانه هر جنبنده‌اى از جنبندگان روى زمين داخل شوم ، مرا بيرون مىآورند تا بكشند ! » « 1 » بدون شك مطالب مطرح شده از سوى شيخ شوشترى ، به ويژه توجه به اين نكته كه امام دو وظيفه دارد ، يكى ظاهرى و يكى باطنى كه در طول يكديگرند و باهم منافاتى ندارند ، دقيق است . او جزئيات اين ديدگاه را كه نخستين بار به وسيله خود او مطرح شد به خوبى روشن ساخت . ولى پذيرش اين بخش از سخن وى كه مىگويد : « چنانچه حضرت نزد كوفيان نمىرفت ، در حالى كه عرصه زمين فراخ خدا را بر او تنگ كرده بودند ، بايد كجا مىرفت ؟ » ، دشوار است . زيرا از بيشتر روايت‌هاى تاريخى چنين برمىآيد كه امكان رفتن به يمن و يا جاهاى ديگر براى آن حضرت وجود داشت . چنان كه محمد بن حنفيه به ايشان گفت : « به مكه برو ، اگر آنجا را مطمئن يافتى كه به مقصد خويش رسيده‌اى و اگر چيزى جز اين بود به سرزمين يمن برو . زيرا كه مردم يمن ياران جدّ و پدر تواند . آنان از همه مهربان‌ترند و دل‌هاشان رئوف‌تر است و سرزمينشان از هر جاى ديگر گسترده‌تر است . اگر آنجا را مطمئن يافتى كه به مقصود خويش رسيده‌اى و گرنه راه ريگستان‌ها و دره‌ها را در پيش گير و از شهرى به شهر ديگر برو ، تا ببينى كه كار مردم به كجا مىكشد و خداوند ميان ما و قوم تبهكار داورى كند . » « 2 » طرماح نيز به آن حضرت گفت : « اگر مىخواهى كه در سرزمينى فرود آيى كه خداوند تو را بدان وسيله حفظ كند تا در كار خويش بينديشى و روشن شود كه چه مىخواهى بكنى ، بيا تا شما را در كوه بلندمان به نام « أجأ » ببرم و با تو حركت كنم تا شما را در « قُرَيّه » جاى دهم . » « 3 »

--> ( 1 ) - خصائص الحسينيه ، ص 83 . ( 2 ) - الفتوح ، ج 5 ، ص 22 . ( 3 ) - تاريخ طبرى ، ج 3 ، ص 308 .